هفت روش برای بازتعریف پرخوری با هدف توقف آن

۱۲ آذر ۱۳۹۲ | ۰۳:۳۰ کد : ۶۴۵۲ اخبار تخصصی
تعداد بازدید:۶۹۳۸۹
در این مقاله پرخوری را طوری بازتعریف خواهیم کرد که تن هر آدم بی‌توجه به پرخوری را بلرزاند. پس خودتان را آماده تعریفی متفاوت از پرخوری کنید. لطفاً یادتان باشد این جملات برای خوردن در حد طبیعی نیست بلکه تعریف‌های از پرخوری است.

یکی از مفروضه‌های بنیادی برنامه‌ریزی زبان با پایه نرون‌های عصبی Neurolinguistic Programming یا ان.ال.پی، آن است که معنا دادن به هرچیزی بر نحوه برخورد و واکنش به آن تأثیر می‌گذارد. معنا دادن به یک پدیده موضوعی کاملاً ذهنی و نوعی تعبیر و تفسیر کاملاً آزاد درمورد مسایل زندگی است. یعنی تا زمانی که به اندازه کافی هشیار و از نظر روانی سالم هستید می‌توانید معنای هر چیزی را تغییر دهید. بنابراین اغلب با پرخوری طوری برخورد می‌کنیم مثل این‌که کاری خوب و پسندیده و مثبت است. بنابراین، هر تلاشی برای درمان پرخوری با شکست مواجه می‌شود. ما همیشه به زمانی که از مقدار خوردن طبیعی فراتر می‌رویم و پرخوری می‌کنیم توجه نمی‌کنیم. بله، همین جا زمان لغزش است، این‌طور نیست؟ در این مقاله پرخوری را طوری بازتعریف خواهیم کرد که تن هر آدم بی‌توجه به پرخوری را بلرزاند. پس خودتان را آماده تعریفی متفاوت از پرخوری کنید. لطفاً یادتان باشد این جملات برای خوردن در حد طبیعی نیست بلکه تعریف‌های از پرخوری است. دراینجا هفت تعریف متفاوت از پرخوری می‌دهیم 1. پرخوری نوعی پاداش یا تجلیل از خود نیست، بلکه نوعی تنبیه خود است. بازی با طاس غذا یا قمار کردن با غذا هیچ جایزه‌ای ندارد. قمار بازی با غذا فقط به باخت و تنبیه منتهی می‌شود. خوردن و مصرف هر نوع غذای بی‌ارزش همیشه معنی پرخوری را می‌دهد. 2. پرخوری (و نیز خوردن غذای بی‌ارزش) علامتی از عدم بلوغ شخصیتی، عدم پختگی و با کمال تأسف توقف رشد فرد در کودکی است. بچه‌ها را از روی ناتوانی آنها در مهار تکانه‌ها و تحریک‌های درونی می‌شناسیم و می‌دانیم بچه‌ها دربرابر وسوسه غذا صبر ندارند. آنها نمی‌توانند از لذت فوری دست بکشند. بنابراین خیلی از بزرگترها هم نتوانسته‌‌اند این کار بچه‌گانه را کنار بگذارند و به‌جای اهمیت و حتی مقدس دانستن سلامتی، وجود خود را به فراموشی می‌سپارند. 3. پرخوری نوعی عمل برای خراب کردن عمدی خود است. پرخوری علاوه بر تنبیه خود، یک مثال عالی از کسی است که می‌خواهد خودش را از چشم دیگران بیندازد و خودش را تخریب کند. اغلب با زیاده‌روی در خوردن احساس سستی و ضعف دست می‌دهد و از نظر روانی تنبل، کند و حتی سرافکنده و بی‌ارزش به نظر خواهید رسید. علاوه براین، با پرخوری هشیاری به باد فنا می‌رود، نگرانی مزمن درباره اینکه دیگران چه قضاوتی می‌کنند افزایش می‌یابد. با پر خوری اطمینان به خودتان را از دست خواهید داد. 4. پرخوری نوعی خودخواهی، نخوت و خودبینی است. خوب می‌توانیم به‌رغم اینکه آدم‌های گرسنه زیادی در دنیا هستند شکم خود را از غذا و آت و آشغال‌های بی‌ارزش پر کنیم. پرخوری و مصرف غذای بی‌ارزش را هم با ادعای اینکه لذت و کار دیگری جز خوردن نداریم توجیه می‌کنیم. به خودمان می‌گوئیم اینطوری احساس خوشبختی می‌کنیم. 5. پرخوری نوعی تجاوز و خشونت نسبت به خود است. شما با پرخوری به بدن خود ظلم می‌کنید. بدنتان مجبور می‌شود با یورش غذا مقابله و آن را به نحوی جبران کند. با پرخوری به بدن و عضلات فشار وارد می‌شود. البته روزی می‌رسد که تاب این یورش سبوعانه به خود را تحمل نمی‌کنید و درهم می‌شکند. با پرخوری دندان‌ها فاسد شده، معده و روده سنگین و گاهی سوراخ می‌شود، مخرج تحت فشار قرار می‌گیرد، غذه پانکراس از پرکاری برای تولید انسولین خسته و فرسوده می‌شود، به زانوها فشار وارد شده و سائیده می‌شود، به ستون فقرات فشاری خرد کننده وارد می‌شود، رگ‌ها مسدود می‌شود، مفاصل ورم می‌کند، فشار خون افزایش می‌یابد و کار مغز کند می‌شود. 6. پرخوری نوعی اعتراف به این است که شما کنترلی بر خود ندارید. بله مردم همیشه شواهدی از بی‌اراده بودنتان را از پرخوری برداشت می‌کنند. 7. پرخوری نوعی خودکشی تدریجی و کند است. درواقع یک اصل روان‌شناسی هست که می‌گوید برخی به سوی چیزی می‌روند که از آن متنفرند. همه از مرگ بدشان می‌آید اما با پرخوری به استقبال آن می‌روند. به بیان دیگر، بعضی از آدم‌ها چیزهایی که منفی و بد است را رها نمی‌کنند. ما در ورود به بدبختی برای برخی اسراری مانند رضایت‌مندی از بدبختی، توجیه استقبال از بدبختی و لذتی نیمه هشیار از بدبختی می‌بینیم. ما تنفر از بی‌غذایی را دوست داریم و در ناکامی برای غذا دندان‌ها را به هم فشار می‌دهیم. بنابراین، ما همیشه با چنگ انداختن به هر چیزی که ما را از افتادن در گودال ناامیدی محافظت کند از خوردن خود دفاع می‌کنیم و بهانه‌ای برای پرخوری پیدا می‌کنیم. بنابراین، وقتی کسی برای تغییر نصیحت می‌کند وارد دفاع شده و رنجیده خاطر می‌شویم و اوقات تلخی می‌کنیم. معمولاً آهسته یا با صدای بلند غر می‌زنیم که چطور جرئت این کار را به خودش می‌‌دهد. خبر بد این است که اگر به وجه منفی چیزی کشیده شوید هیچ کس نمی‌تواند مانع شده و شما را از این کار منع کند. چند کلمه درباره حوادث ناراحت کننده برخی از پرخوری‌های مزمن روشی برای خود درمانی یک حادثه بد و تلخ در زندگی استفاده می‌کنند. این حوادث ممکن است در زمینه مسائل عاطفی و هیجانی، جسمی یا جنسی اتفاق افتاده باشد. دردهایی که راهی برای حل آن قابل تصور نیست به قسمت ناهشیار مغز رانده می‌شود و اثر آن با احساس درد، ترس و زنده شدن مکرر خاطره آن در ذهن افزایش می‌یابد. موضوع خنده‌داری نیست. اما، بازهم، زشتی پرخوری هیچ راه حلی ارایه نمی‌کند. اگر شما از یک حادثه بد و ناراحت‌کننده شدید رنج می‌برید مسئولیت دارید برای درمان آن کاری کنید. امروزه، هزاران درمان‌گر هستند که راه‌حل‌های درمان ضربه‌های مهم زندگی را آموزش می‌‌دهند و می‌توانند به شما کمک کنند خیلی سریع و مؤثر از این فرصت‌ها استفاده کنید. یکی از روش‌هایی که امروزه طرفدار زیادی پیدا کرده است روش درمانی حساسیت‌زدایی با حرکات چشم همراه پردازش مجدد خاطره است که به آن EMDR می‌گویند. آیا پر خوری اشتباه شما است؟ به هزاران دلیل هیچ‌وقت بابت پرخوری خود را سرزنش نکنید. شما در این مورد تقصیری ندارید. اگر اضافه وزن پیدا کرده‌اید شما هیچ اشتباهی مرتکب نشده‌اید. آیا پرخوری تقصیر شما است؟ نمی‌‌‌دانم. باوجوداین، مطمئن نیستم مهم باشد. در عین حال مطمئنم سرزنش هیچ کمکی نمی‌کند. سرزنش تنها یک چرخه سوءاستفاده مداوم را حفظ می‌کند. مسئله مهم‌تر این است که خواه تقصیر شما باشد یا نباشد، شما مسئولیت دارید. اگر مشکل پرخوری و مصرف غذاهای بی‌ارزش دارید تنها شما هستید که می‌توانید برای آن کاری کنید. مشکل پرخوری یک مسئله جدی است. باید کوشش کنیم به موضوعی که در گذشته اتفاق افتاده و دوره آن به اتمام رسیده است تبدیل کنیم. APA Reference Bundrant, M. (2013). Seven Ways to Redefine Overeating So You Will Stop. Psych Central. Retrieved on October 1, 2013, from http://blogs.psychcentral.com/nlp/2013/09/seven-ways-to-redefine-overeating-so-you-will-stop/